تبلیغات
قرارگاه سایبری ثارالله

قرارگاه سایبری ثارالله
السلام علیک یا ثارالله

مهم ترین رویداد در زنجیره اتفاقات سرنوشت ساز زندگی بشر بعثت انبیا است و در بین بعثت انبیا آنهایی تحول آفرین تر بودند كه میل بیشتری به ایجاد نظم اجتماعی و حكومت داشتند كه در رأس آنها، بعثت پیامبر اسلام(ص) حضرت محمد(ص) و تشكیل حكومت به معنای واقعی در مدینه است. پس از رویداد مهم بعثت انبیا، حكومت و فرمانروایی تأثیرگذارترین قضیه در زندگی بشر بوده و است، تا آنجا كه می توان ادعا كرد، سایر تحولات بر محور آن انجام گرفته است. حاكمان و فرمانروایان بر مبنای ایده هایی حكومت می كردند و چون قریب به اتفاق آنها افراد تربیت نشده و غیرمهذب بودند، ایده شان در حكومت و فرمانروایی، قدرت، سلطه و اجحاف بود، از این رو است كه صحنه تاریخ بشر آلوده به خون و دردآور است. 

رویه تاریخی و جائرانه سلاطین و فرمانروایان كه تمام دوره تاریخ را در برگرفته از شدت و فور به سختی اجازه می دهد تا حكومتی مبتنی بر عدالت و به دور از ظلم و تعدی یافت و آن را الگو و نمونه قرار داد. ظهور اسلام و شكل گیری حكومت پیامبراعظم(ص) در مدینه و 25 سال بعد، حكومت حضرت امیر(ع) كه برجسته ترین نمونه حكومت داری است، این نوید را به بشریت داد كه می تواند آرزوی دیرینه حكومت حق مدار را تحقق بخشید و یا حداقل با الگو قراردادن آن، به بخش های مهمی از آن دست پیدا كند. با اینكه پس از شهادت حضرت علی(ع) دشمنان و غاصبان هیچ گاه اجازه ندادند آن مسیر حكومتی ادامه پیدا كند و مشی حكومت داری را تغییر دادند و به مسیر ظلم و جنایت كشاندند و علمای اسلام هم به علل عدیده، گام های موثری برای تشكیل حكومت اسلامی برنداشتند و بیشتر برای حفظ میراث گرانسنگ اسلام تلاش كردند و خطوط اصلی نحوه حكومت داری را در لابه لای این میراث محفوظ نگه داشتند، اما ایده و چگونگی تشكیل حكومت اسلامی در تاریخ مسلمانان تثبیت و ماندگار شد و دسیسه های طولانی اجانب اگر چه لطمه شدیدی به این مهم وارد كرد، اما نتوانست آن را برای همیشه نابود كند. در اوج تلاش دشمنان برای نابودی این ایده، امام خمینی(ره) با خروش بیداری بخشش، منادی حكومت اسلامی شد و برای تحقق آن ابتدا، مقدمات اصلی آن را فراهم ساخت كه عبارت بود از آشنایی دقیق و عمیق با اسلام و درك صحیح پیام و هدف آن نیز متمركز شدن در اصل و اساس آنچه كه اسلام برای حكومت در نظر گرفته است. به عبارتی، ایشان در حوزه نظری و تعلیم و تعلم در دریای معارف اسلامی غور كرد و در عرصه نظر و عمل سیاسی در حكومت نبوی و علوی تأمل و اندیشه نمود و پس از برگرفتن از تجربه حكومت پیامبر(ص) احتمالاً به دو علت بر حكومت حضرت علی(ع) متمركز ش: 1- پیامبر(ص) به سبب شأن پیامبری و پذیرفته شدن در جامعه آن روز در امر حكومت مشكلات كمتری داشت و در زمان حیات آن پیامبر عظیم الشأن همه زوایایی كه حكومت ها احتمالاً با آن درگیر می شوند آشكار نشد بود و نیز دایره جغرافیایی و سیاسی حكومت چندان وسعت نیافته بود. 2- حضرت امیر(ع) 52 سال پس از رحلت و حكومت پیامبر(ص) و در حالی كه در امر حكومت داری تغییرات اساسی ایجاد شده و جامعه به كلی تغییر كرده بود و خاطره منازعات سیاسی پس از رحلت پیامبر اعظم(ص) برای حذف حضرت علی(ع) از مدار حكومت در اذهان باقی مانده بود، حكومت را در دست گرفت كه با شواهد موجود می توان گفت، حكومت اسلامی را از نو بنیان نهاد كه وسعتش بسیار زیاد و حوادث سیاسی اش هم بسیار سنگین و پیچیده بود. برخی از مهم ترین تأثیرات سیاسی و حكومتی امام خمینی(ره) از دوران حكومت پنج ساله حضرت امیر(ع) عبارتند از:
الف- جدا نبودن دین از سیاست؛ یكی از ذهنیت های باطل و دسیسه ساز دشمن كه برای مردم ساخته شده بود و بیش از هر چیزی، امام راحل(ره) را آزار می داد، تبلیغ مسموم و جاافتاده و پذیرفته شده «جدایی دین از سیاست» بود. امام بزرگوار كه خطر این باور غلط را به خوبی درك كرده بود و می دانست تا جامعه از این ذهنیت آلوده تطهیر نشود، نمی توان آن را حركت داد، بارها و بارها با شدت تمام به آن هجوم می برد و سرانجام هم موفق شد ریشه آن را در ذهن بخش اعظم جامعه بخشكاند و جامعه را به حركت درآورد كه این حركت همچنان ادامه دارد. ایشان با درك این مهم از مشی حضرت امیر(ع) از آن برای آگاه ساختن جامعه نیز استفاده كرد و درباره آن فرمود: «خاصیتی كه در علی بن ابی طالب(ع) بود كه یك رجل سیاسی بود، از خطش معلوم است كه مرد سیاست بوده و از كاغذی كه به مالك نوشته و دستورهایی كه داده، همه اش دستورهای سیاسی است.»
1- «آن هم حكومت حضرت امیر است كه همه تان می دانید و آن وضع حكومتش و آن وضع سیاستش و آن وضع جنگ هایش. نگفت كه ما بنشینیم در خانمان دعا بخوانیم و زیارت بكنیم. چه كار داریم به این حرف ها به ما چه.»
2- «حضرت امیر(ع)، حكومت اسلامی داشت و حكومت های اسلامی می فرستاد آن طرف، اینها سیاست نبودند؟»
3- «حضرت امیر(ع)، یك مملكت را اداره می كرد، سیاستمدار یك مملكت بود.»
4- «این را كه دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نكنند، استعمارگران گفته و شایع كرده اند. اینها را بی دین ها می گویند. مگر زمان پیغمبراكرم(ص) سیاست از دیانت جدا بود؟ ... مگر زمان خلافت حضرت امیر(ع)سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ این حرف ها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست كرده اند تا دین را از تصرف در امور دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان بركنار رساندند.»
امام خمینی(ره) برای اینكه جلوی كسانی كه با تشكیل حكومت اسلامی غیرمعصوم(ع) مخالفند را بگیرند، حاكم بودن حضرت امیر(ع) را در زمره مقامات معنوی آن حضرت نمی دانند و بر عكس، حكومت را بسیار نازل تر از آن می دانند كه از شئون معنوی آن حضرت باشد، از این رو فرمودند: «نصب حضرت امیر(ع) به خلافت، این طور نیست كه از مقامات معنوی حضرت باشد، مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است كه غدیر پیدا بشود.»
ب) نگاه ابزاری به حكومت امام خمینی(ره) یك اسلام شناس واقعی بود و به خوبی می دانست در مكتب اسلام چه چیزی اصالت دارد و چه چیزی اصالت ندارد و باید برای آن نقش ابزاری قائل شد. بر مبنای این شناخت، ایشان حكومت و قدرت را ابزاری برای انجام وظایف عمومی و حكومتی می داند و آن را اینگونه توضیح می دهد: «عهده دار شدن حكومت فی حد ذاته، شأن و مقامی نیست، بلكه وسیله انجام وظیفه اجرای احكام و برقراری نظام عادلانه اسلام است... تصدی حكومت به دست آوردن یك وسیله است، نه اینكه یك مقام معنوی، زیرا اگر یك مقام معنوی بود كسی نمی توانست آن را غصب كند یا رها سازد.» ایشان درباره حكومت داری حضرت علی(ع) هم فرمودند: «او تمام مقصدش خدا بود، اصلش این دنیا و این ریاست و اینها در نظر او چیزی نبود مگر اینكه بتواند یك عدلی را در یك دنیا برقرار كند، و الا پیش آنها مطرح نبود كه یك ریاستی داشته باشند یا خلافتی داشته باشند...» و در جای دیگر با اشاره به قصه معروفی از حضرت امیر(ع) می فرماید: «شماها شیعه همان هستید كه می گوید كه من به اندازه این كفش كهنه ای كه هیچ نمی ارزد، امارت شما را به اندازه این برایش ارزش قائل نیستم، مگر اینكه حقی را ایجاد كند.»
ج) قانونمداری؛ اگر گفته شود یكی از حلقه های زنجیره ویژگی های حضرت امام(ره) این است كه «امام(ره) مرد قانون بود.» ادعایی دقیق و كاملاً برازنده امام خمینی(ره) است و در این باره داستان های فراوانی برای یادآوری وجود دارد كه فعلاً باید از آن گذشت. ایشان برای نشان دادن توجه حضرت امیر(ع) به قانون، حكایت معروف اختلاف حضرت امیر(ع) با یك فرد یهودی را این طور نقل می كند: «رفت در محضر قاضی ای كه خودش او را نصب كرده است. قاضی حضرت امیر(ع) را احضار كرد، رفت. نشستند جلوی او. حتی تعلیم داده به قاضی كه نه، به من زیادتر از این نبایداحترام كنی، قضاوت باید همچو، هر دو علی السوا باشیم. یكی یهودی بود و یكی هم رئیس، از ایران گرفته تا حجاز، مصر، عراق. قاضی رسیدگی كرد و حكم بر ضد حضرت امیر(ع) داد.» حضرت امام(ره) این نگاه را به حكومت پیامبر اعظم(ص) و حضرت امیر(ع) دارد: «حكومت رسول الله(ص) و حكومت امیرالمومنین(ع) حكومت قانون است، یعنی قانون خدا آنها را تعیین كرده است، آنها به حكم قانون واجب الاطاعه هستند، پس حكم از آن قانون خداست و قانون خدا حكومت می كند.»
د) حكومت سرمشق؛ امام خمینی(ره) به حكومت حضرت امیر(ع) به عنوان حكومت سرمشق نگاه می كند و از اینكه دشمنان و بدخواهان با مانع تراشی و ایجاد مشكل نگذاشتند حضرت امیر(ع) عمر خود را صرف چهره اصلی حكومت داری كند و دوام یابد به شدت ابراز تأسف می كند، اما به نظر می رسد با وجود اندك و پرمشغله بودن دوران حكومت حضرت امیر(ع) امام خمینی(ره) بخش های اصلی مربوط به حكومت را از مشی آن بزرگوار كسب كردند و در انجام یافته های شان، كمترین اهمالی نداشتند و در حد امكان، به بهترین وجه آن را عملی ساختند كه در رأس آن، تأسیس نظام جمهوری اسلامی در ایران و الهام بخشی به سایر مسلمانان است. ایشان حسرت و تأسف شان درباه كمبود مجال حضرت امیر(ع) و گرفتاری های شان را این چنین ابراز می كند: «آن چیزی كه موجب تأسف است، این است كه مجال پیدا نكرد حضرت امیر(سلام الله علیه)، نگذاشتند، مجال پیدا بكند. چون حكومتی كه حكومت الله است در دنیا به آن نحوی كه می خواست خود حضرت امیر(ع) می خواست پیاده كند تا دنیا بفهمد كه اسلام چی آورده است و چه شخصیت هایی دارد، در آن وقت كه حكوم دست ایشان نبود كه مجال نبود. آن وقت هم كه حكومت دست ایشان آمد، باز مجال ندادند. سه تا جنگ بزرگ در زمان ایشان افروختند و مجال اینكه یك حكومتی كه دلخواه او هست برقرار كند، نشد.»
ه) همیشگی بودن حكومت اسلامی؛ حضرت امام(ره) قایل به آن بود كه باید پس از پیامبر(ص) برای همیشه حكومت اسلامی پا برجا باشد و پس از دوران معصومان(علیهم السلام) ادامه داشته باشد و افزون بر مباحث نظری این مهم باید در عمل هم جاری باشد. ایشان دراین باره می فرماید: «روز عیدغدیر، روزی است كه پیغمبر اكرم(ص) وظیفه حكومت را معین فرمود و الگوی حكومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود و حكومت اسلام نمونه اش عبارت است از یك همچو شخصیتی كه در همه جهات مهذب، بر همه جهات معجزه است والبته پیغمبر اكرم(ص) این را می دانستند كه به تمام معنی كسی مثل حضرت امیر(ع) نمی تواند باشد، لكن نمونه را كه باید نزدیك به یك همچو وضعی باشد از حكومت ها تا آخر تعیین فرمودند.»




طبقه بندی: دینی ، مذهبی،
[ پنجشنبه 11 خرداد 1391 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ سرباز گمنام ]
درباره وبلاگ

نویسندگان
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب