تبلیغات
قرارگاه سایبری ثارالله

قرارگاه سایبری ثارالله
السلام علیک یا ثارالله

بررسی فرقه ضددینی شیطان پرستی(2)
برای شناخت عمیق تر نسبت به جریان خزنده شیطان پرستی، لازم است كه زمینه هایی كه باعث پیدایش این فرقه شده اند را بشناسیم. از این رو در این مقاله سعی می شود كه به طور مختصر به مهم ترین زمینه های شكل گیری جریان ضددینی شیطان پرستی پرداخته شود.

كابالا و شیطان پرستی
یكی از زمینه های پیدایش شیطان پرستی فرقه «كابالا» است كه این روزها تعالیم دست چندم آن توسط رسانه های صهیونیستی در كشور های مختلف جهان تبلیغ می شود. در اینجا به اختصار و تا جایی كه به بحث مرتبط است به كابالا پرداخته می شود، اما بهتر است در ابتدا قدری به گذشته كابالا برگردیم.
پیش از اینكه حضرت موسی(ع) متولد شود، برخی به فرعون خبر دادند كه كودكی متولد خواهد شد كه تو را از تخت پادشاهی به زیر می كشد. سوالی كه در اینجا مطرح می شود این است كه چه كسانی این خبر را به فرعون دادند و از كجا مطلع شدند. عده ای از جادوگران و پیشگوها كه به آنها كاهنان مصر (جادوگران فرعون) می گفتند و با استفاده از ارتباط با اجنه و شیاطین به این قدرت رسیده بودند این خبر را به فرعون دادند. اما تقدیر الهی بر آن شد كه نه تنها حضرت موسی(ع) كشته نشود، بلكه در قصر فرعون پرورش یابد. كاهنان معبد یا همان جادوگران فرعون كه به آنها كابالیست هم می گویند، پس از مبعوث شدن حضرت موسی(ع) به پیغمبری، در ظاهر به او ایمان آوردند، چرا كه با استفاده از پیشگویی های خود از سرنوشت فرعون آگاهی یافته بودند و صلاح را در همراهی ظاهری با موسی(ع) دیدند، اما پس از مدتی، همین عده گوساله سامری را طراحی و قوم بنی اسرائیل را به پرستش آن ترغیب كردند و همین كه قرار شد به بیت المقدس وارد شوند؛ سرپیچی كردند تا اینكه چهل سال در بیابان «تیه» سرگردان شدند. در این مدت چهل سال، حضرت موسی(ع) تعالیم زیادی از جمله «چهره شناسی» را به آنها آموخت، پس از وفات حضرت موسی(ع)، كابالیست ها با استفاده از تعالیمی كه از پیش می دانستند و تعالیمی كه از حضرت موسی(ع) آموخته بودند، به این نتیجه رسیدند كه می توانند اداره خلقت را بر عهده بگیرند، لذا از آن زمان به برنامه ریزی برای حكومت جهانی شیطان پرداختند و در اولین قدم دین یهود را به انحراف كشاندند. با این حال پس از حضرت موسی(ع) پیامبرانی بر قوم یهود فرستاده شدند و سعی كردند این قوم را كه افكارشان توسط كابالیست ها گمراه شده بود، هدایت كنند و یكی از مهم ترین آنها حضرت عیسی(ع) بود كه این پیامبر صاحب كتاب آسمانی نه تنها توسط كابالیست ها تحمل نشد، بلكه قصد كشتن ایشان را كردند، اما موفق به این كار نشدند، لذا به كتاب آسمانی او دست بردند و آن را آن طور كه خودشان خواستند تغییر دادند. این جادوگران شیطان پرست از طریق ارتباط با شیاطین و اجنه و همچنین با استفاده از آنچه در كتاب تورات و انجیل درباره ظهور پیغمبر آخرالزمان آمده بود از به دنیا آمدن حضرت محمد(ص) در عربستان مطلع شدند، لذا از آنجایی كه می دانستند در صورت ظهور اسلام، بیت المقدس توسط مسلمانان فتح می شود و این كار با حكومت جهانی شیطان كه در پی آن بودند، در تضاد بود، لذا با اینكه عبدلله(ع) پدر حضرت محمد(ص) را به قتل رساندند، اما موفق به قتل پیامبر(ص) نشدند. بعدها كابالیست ها جنگ های صلیبی را با استفاده از یهودی ها و مسیحی ها برای تصرف بیت المقدس به راه انداختند كه البته شكست خوردند، لذا در اواخر جنگ های صلیبی بود كه تصمیم گرفتند افكار مردم دنیا از جمله مردم اروپا را در جهت منافع شان با خود همراه كنند و بدین جهت برای این كار، آیین خود را از حالت كاملاً مخفی بیرون آوردند و بخشی از آن را تحت عنوان عرفان یهود تبلیغ و ترویج كردند. از آنجایی كه مناسك جنسی به صورت آزاد در مراسم های كابالا وجود داشت، بسیاری از مردم بی اراده به این فرقه جذب شدند، اما تحركات جدید كابالا در دهه 1960 شروع شد، به طوری كه همزمان با تبلیغ آیین تصوف یهود، شیطان پرستی مدرن نیز از طریق فرقه كابالا متولد شد به گونه ای كه می توان گفت، شیطان پرستی نوین، مولود كابالاست. گفتنی است كه بسیاری از عقاید كابالا به شیطان پرستی منتقل شده است.
برخی از اشتراكات كابالا و شیطان پرستی عبارتند از: انسان محور بودن به جای خدامحور بودن، ارزشمندی جادوگری، آیین های جنسی و نمادها. لازم به ذكر است در زمینه نمادها، ستاره پنتاگرام، ستاره داوود، كله بز و صلیب شكسته از نمادهای مشترك كابالا و شیطان پرستی است. در حال حاضر كابالا برخی از اهالی سینما، موسیقی و ورزش را مثل دمی مور(بازیگر)، مدونا(خواننده)، بكهام (فوتبالیست) برای گسترش شیطان پرستی به خدمت گرفته است.

فراماسونری و شیطان پرستی
در طی جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان و در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، فرقه ای از كابالا به نام شهسواران مسیحی (شوالیه های معبد) مأمور حفاظت از گنج های آن برای پاپ شدند. البته چون كابالیست ها به هیچ دینی اعتقاد ندارند، لذا در دوران های مختلف دین خود را آن دینی معرفی كرده اند كه به نفع شان باشد. زمانی همراه موسی(ع) بودند و زمانی دیگر منفعت را در همراهی با مسیحیان دیدند و خود را مسیحی جا زدند. كابالایی ها پس از استقرار در بیت المقدس، نام خود را از شوالیه های مسیحی به شوالیه های معبد تغییر دادند كه مقصود از شوالیه های معبد همان معبد سلیمان بود. آنها در آنجا بلا فاصله شروع به كندوكاو برای یافتن گنج های سلیمان كردند كه در نتیجه آن به گنج ها و اسرار زیادی از كابالا دست پیدا كردند، اسراری كه قبلاً از آن آگاه نبودند. كابالیست ها پس از رسیدن به هدف شان و دستیابی به گنج ها و اسرار نسبت به «پاپ اوربان دوم» وفادار نماندند و بیشتر یافته های شان را از او پنهان كردند. آنها كم كم ثروت به دست آمده را از فلسطین به اروپا منتقل كردند. ثروت منتقل شده به اروپا به قدری بود كه آنها توانستند در اروپا حكومت هایی را داخل حكومت های موجود بسازند. تحركات آنها شامل قسمت های مختلف اروپا بود، اما عمده قدرت آنها در فرانسه بود. قدرت زیاد آنها در فرانسه سبب شد كه در سال 1307 میلادی «فیلیپ لوبل» پادشاه فرانسه احساس ناامنی كند و به كابالیست ها حمله و تعداد زیادی از آنها را دستگیر كند. آنها پس از دستگیری اعتراف كردند كه از عقاید مسیحی دست برداشته اند، لذا در سال 1314 میلادی به دستور كلیسا سركرده آنها به نام «ژاك دموله» اعدام شد، سپس فرقه در كل اروپا تحریم و بسیاری از اعضای آن دستگیر شدند و به سیاه چال ها افتادند، اما كسانی كه توانستند فرار كنند به اسكاتلند رفتند، چرا كه این كشور زیر سلطه پاپ نبود. پادشاه وقت اسكاتلند هم با این شرط كه آنها در این كشور به جز بنایی به كار دیگری دست نزنند به آنها پناه داد. كابالیست ها كه معماران توانمندی بودند در آن جا، نام خود را به «فراماسون» تغییر دادند و اولین پایگاه خود را در اسكاتلند به نام «لژ بنایان آزاد» یا به عبارتی«لژ فراماسونری» بنیانگذاری كردند. لازم به ذكر است كه ماسون به معنای بنا و فراماسون به معنای بنای آزاد است و لژ نیز محل تشكیل جلسات فراماسون هاست كه در گذشته وسایل بنایی را در آنجا قرار می دادند. فراماسون ها كه بنایان قوی بودند، كم كم معماری شان مورد توجه دیگر كشورهای اروپایی هم قرار گرفت و آنها توانستند معماری برخی دیگر از كشورهای اروپایی را تغییر دهند. نكته لازم اینكه، ماسون ها ساختمان ها را با نماد های شیطان پرستی طراحی می كردند، به طوری كه ساختمان در عین زیبایی، نماد شیطان پرستی را هم به همراه داشت. كابالیست ها كه نام خود را به فراماسون تغییر داده بودند با استفاده از رموز كابالایی، «كریستف كلمب» را در پیدا كردن قاره آمریكا یاری دادند و از اولین كسانی بودند كه به قاره آمریكا پا گذاشتند، لذا معماری ساختمان های آمریكا را به عهده گرفتند، به طوری كه بیشتر ساختمان های آمریكا به دست آنها ساخته شد. این ساختمان ها ویژگی مشترك شان دارا بودن نمادهای شیطان پرستی در طراحی شان بود.
سپس ماسون ها شعارهایی مثل انسان محوری و احترام به ارزش های انسانی كه مردم تحت فشار كلیسا مشتاق شنیدن آن بودند را مطرح كردند و با این شعار های فریبنده و برخی اقدامات عملی، روبه روی مسیحیت و كلیسا ایستادند و انقلاب كبیر فرانسه را به وجود آوردند و اروپا را از دست مسیحیان گرفتند و لژ های خود را در تمام اروپا مستقر كردند. ماسون ها در آمریكا نیز قانون اساسی این كشور را بر اساس عقاید ماسونی تدوین كردند و عقاید خود را به خورد مردم دادند. گفتنی است ماسون ها سیستم حكومتی آمریكا را طوری طراحی كرده اند كه اكثر سیاستمداران و مجموعه ها و تشكل های بزرگ آمریكا عضو تشكیلات فراماسونری باشند، به طوری كه اگر كسی وابسته به فراماسونری نباشد امكان پیشرفت در سطح كلان را نخواهد داشت. پس جای تعجب نیست اگر بدانیم از زمان تأسیس ایالت متحده آمریكا تاكنون تنها رئیس جمهوری كه در آمریكا فراماسون نبوده «جان اف كندی» بوده است و بقیه مقامات سطح بالای این كشور همگی فراماسون هستند و اگر كسی ماسون نباشد دیر یا زود یا بركنار می شود و یا به قتل می رسد. لازم به ذكر است كه ماسون ها افكار انسان محوری خود را توسط فراماسون های متفكری مثل ماكیاولی و داروین و... در اروپا ترویج دادند و بسیاری از افراد مطرح اروپا از دولتمردان آن تا هنرمندان و ورزشكاران، فراماسون شده اند. این تشكیلات هم اكنون نیز تمام تلاش خود را برای رسیدن به اهداف شیطانی اش انجام می دهد. با ارائه این توضیحات، اگر بخواهیم به نشانه های آشكار ارتباط فراماسونری و شیطان پرستی بپردازیم كافی است به ساختمان هایی كه فراماسون ها ساخته اند دقت كنیم و نمادهای شیطان پرستی را در این ساختمان ها ببینیم. علاوه بر این اگر به عقاید فراماسون ها پی ببریم بیشتر به شیطان پرست بودن ماسون ها پی می بریم، برخی از این عقاید كه با عقاید شیطان پرستی مشترك است عبارتند از؛ «ادعای روشنی بخش بودن شیطان، بزرگداشت شیطان و نمادهای شیطانی، اعتقاد راسخ به حضرت سلیمان البته نه به عنوان پیامبر، بلكه به عنوان پادشاه و جادوگر و ماسون اعظم، اعتقاد به ظهور دجال یا همان ضد مسیح و به عبارت دیگر فرعون جدید در ابتدای قرن 21
میلادی و شروع حكومت جهانی شیطان توسط او و....»

صهیونیسم و شیطان پرستی
صهیونیسم آخرین بازوی اجرایی فراماسونری است كه «یك مكتب نوپدید دینی و حركتی سیاسی است كه ادعای گردآوری قوم یهود و به اصطلاح رهایی آنان را به غلط و دروغ تبلیغ كرده و نه تنها جریانی غیر یهودی كه ضدتوحید و مذهب می باشد و مسئله اشغال سرزمین فلسطین سرسلسله و مقدمه اهداف و اغراض این جریان متوهم، برای تسخیر و سرانجام ایجاد حكومت جهانی و همچنین زدایش ایمان و مذاهب الهی می باشد.» صهیونیسم را می توان مرجع شیطان پرستی در دنیا نامید، چرا كه بر همگان مسلم است كه این رژیم بزرگ ترین حامی شیطان پرستی است و نه تنها از لحاظ امكانات مالی و رسانه ای از شیطان پرستی حمایت می كند، بلكه از طریق سازمان موساد آنها را هدایت و تغذیه می كند. البته رژیم صهیونیستی در كنار حمایت های همه جانبه از فرقه شیطان پرستی، از اعضای این فرقه برای مقاصد شوم سیاسی و جاسوسی بهره فراوان می برد، به طوری كه خشن ترین و غیرانسانی ترین اعمال را به این گروه ها واگذار می كند.در پایان باید گفت كه زمینه های دیگری نیز در شكل گیری جریان شیطان پرستی تأثیر داشته، مانند فلسفه یونانی، پروتستانیزم، افول معنویت، رمانس گرایی و... كه در این مقاله به خاطر جلوگیری از اطاله كلام و همچنین درجه اهمیت كمترشان نسبت به دیگر موارد و علاوه بر این، توضیح مفصل شان در دیگر آثار ارزشمند منتشر شده توسط محققان كشورمان درباره شیطان پرستی، به آنها پرداخته نشد.




طبقه بندی: فرقه های انحرافی،
[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 07:29 ب.ظ ] [ سرباز گمنام ]
درباره وبلاگ

نویسندگان
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب